مدلی برای خلق ارزش و تخصيص ارزش از طريق شراكت‌های استراتژيک درموسسات خدمات مالی (در صنعت بيمه و بانک) - پروژه بیست - پروژه ، مقاله ، پایان نامه ، برنامه نویسی

    Sorry, no posts matched your criteria.

مدلی برای خلق ارزش و تخصيص ارزش از طريق شراكت‌های استراتژيک درموسسات خدمات مالی (در صنعت بيمه و بانک)

۷ خرداد ۱۳۹۶
بدون نظر

مشخصات

نام فایل

مدلی برای خلق ارزش و تخصيص ارزش از طريق شراكت‌های استراتژيک درموسسات خدمات مالی (در صنعت بيمه و بانک)

حجم فایل

217 صفحه

فرمت فایل

word

لینک کوتاه

http://www.prozhebist.ir/?p=1248

تعداد فروش

0

قیمت

160,000 ریال

لینک خرید / دانلود

160,000 ریال – خرید

۱-۱-مقدمه

در حال حاضر موفقیت در محیط بازرگانی جهانی مستلزم داشتن سازمان­هایی با ساختارهایی نو همراه با طرز تفکر مدیریتی کاملاً متمایز است زیرا فشارهاي جهانی بنگاه­هاي بزرگ جهان را وادار به تجدیدنظر در مورد راهبردهاي سنتی جهانی خود کرده است و این واقعیت آنها را در معرض دگرگونی دائمی قرار داده است، در این شرایط تعدادي از بنگاه­ها کامیاب و جمعی دیگر براي بقا در حال تلاش بوده اند (رحمان سرشت،۱۳۸۶). طی دهه گذشته، شرکت­ها از تمام صنایع و تمام دنیا نوعی از شراکت­هاي استراتژیک را جهت تکمیل نقاط قوت و افزایش میزان رقابت پذیري خود در بازاهاي داخلی و بین المللی برگزیده­اند (تامپسون و استریکلند[۱]، ۲۰۰۵). امروزه استفاده از این انواع مختلف این مشارکت­ها رونق زیادي یافته است زیرا شرکت­ها بدین وسیله می‌توانند بر شبکه­هاي فعالیت، ارتباطات و شبکه­هاي رایانه اي خود را بیفزایند (دیوید،۱۹۹۷). بسیاري از شرکت­ها دریافته اند که این همکاری­ها به منظور مدیریت ریسک در بازارهاي نامطمئن، تسهیم هزینه­هاي بسیار زیاد سرمایه گذاري و تزریق نوعی روحیه کارآفرینی برای کسب­وکارهایی که در دوران بلوغ خود به سر می‌برند بسیار مفید هستند (بمفورد، ارنست و فوبینی[۲]، ۲۰۰۴). شرکت­ها اغلب با تصمیمات دشوار در مورد تعیین حیطه فعالیت­هایی رو به رو هستند که باید در داخل خود انجام دهند و این که آیا این فعالیت­ها را به تنهایی و به عنوان یک کار مخاطره­آمیز، منفردانه انجام دهند یا به طور مشترك با همکاري یک یا چند شریک به انجام رسانند (شیلینگ،۲۰۰۸). ارزیابی همزمان محیط خارج و سیماي شرکت امکان شناسایی دامنه­اي از فرصت­هاي تعاملی جذاب را براي شرکت فراهم می‌سازد، این فرصت­ها راههاي ممکن براي سرمایه­گذاري هستند، راههایی که قبل از انتخاب باید بر مبناي هدف بنیادي یا مأموریت شرکت مورد ارزیابی و غربال قرار گیرند که نتیجه این امر انتخاب ترکیبی از هدف هاي بلند مدت و راهبرد اصلی شرکت یا انتخاب استراتژیک است، انتخابی که موقعیت بهینه­اي را در محیط خارج براي سازمان فراهم می‌سازد و دستیابی به هدف بنیادي را امکان پذیر کند (پیرز و رابینسون،۲۰۰۵). استفاده از شراکت استراتژیک در بسیاري از صنایع جهت افزایش میزان رقابت­پذیري شرکت­ها رواج گسترده یافته، به طوري که از آنها به عنوان عنصر اصلی استراتژی­هاي کسب و کار امروزي یاد می‌شود. تشریک مساعی با دیگران اغلب به شرکت­ها امکان می­دهد که به دستاوردهاي بیشتر، با سرعت بیشتر و هزینه یا ریسک کمتري از آنچه به تنهایی می­توانند بدان دست یابند، نایل شوند. با وجود این، همکاري با دیگران در عین حال اغلب مستلزم دست کشیدن از مقداري کنترل بر توسعه نوآوري و نیز بخشی از پاداش هاي مورد انتظار از آن است، به اضافه این که می‌تواند شرکت را با ریسک تخلفات و تخطی­هایی دست به گریبان سازد که از شریک (و یا شرکا) سر می­زند (تامپسون و همکاران[۳]، ۲۰۰۵). با ایجاد روابط همکاري، شرکت­ها شبکه­اي از مجاري میان خود ایجاد می‌کنند که می‌توانند به عنوان کانالی براي عبور اطلاعات و دیگر منابع عمل کنند. شبکه­هایی که بین شرکت­ها ایجاد می‌شوند، می‌توانند دسترسی شبکه­هاي عضو را به طیف گسترده­اي از اطلاعات (و دیگرمنابع) که بسیار گسترده­تر از اطلاعاتی است که آنها می‌توانند به طور انفرادي در اختیار داشته باشند، تأمین کنند. از این روست که شبکه­هاي بین شرکتی به موتور نوآوري تبدیل شده­اند که از اهمیت فزاینده برخوردار است (شیلینگ، ۲۰۰۸). مشارکت با شرکت­هاي کوچک نیز این امکان را می­دهد تا به منظور رقابت با یک غول موجود در صنعت با هم متحد شوند. شرکت­ها با اندازه مختلف نیز ممکن است از مشارکت با یکدیگر سود ببرند. شرکت بزرگ منابع و سرمایه خود را وارد مشارکت می‌کند و در مقابل کارایی و نوآوري از جانب شرکت کوچکتر به شراکت گذاشته می‌شود (هلمز[۴]، ۲۰۰۶). در عصر حاضر که سازمان‌ها در رقابت­هاي تجاري و اقتصادي گسترده­ا­ي حضور دارند و نيازهاي مشتريان فزوني يافته و با شتاب فوق العاده­ى تحولات فناوري همراه شده است و نيز اثرات مستقيمي که اين عوامل بر افزايش سودآوري و حتي بقاي سازمان‌ها در سطح جهاني دارد، سمت و سو گرفتن مطالعات، برنامه­ريزي­ها و تمامي تلاش­هاي سازمان‌ها براي ارتقاي کيفيت و کاهش هزينه­هاي ارائه خدمات به منظور قابليت صدور خدمات در حوزه­های مالی و سرمایه­گذاری در سطح جهاني را اجتناب ناپذير نموده است. استفاده از تمامي سازوکار‌ها، اصول، مفاهيم و تکنيک­هايي که در جهت اين دو امر حياتي و مهم، پاسخگوي نياز سازمان‌ها باشد، همواره مورد توجه قرار گرفته است. خلق و تخصیص ارزش و شراکت استراتژیک دو رويکردي هستند که به واسطه­ى موفقيت­هاي شايان توجه، همواره در کانون علاقه سازمان‌ها بوده و هستند. اما در این پژوهش با بکارگيري تلفيقي اين دو رويکرد، قابليت مضاعفي را براي ارزش آفريني هر چه بيشتر در سازمان‌ها بدست خواهد آمد.

۱٫۲       بیان مساله

در سال‌های اخیر اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی به عنوان یک استراتژی در راستای دستیابی به اهداف سند چشم انداز بیست ساله نظام در نهایت به خصوصی سازی و واگذاری مالکیت شرکت‌های دولتی منجر شده است. موفقیت اعمال سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی با هدف ارتقای فضای کسب و کار اقتصادی و ارتقای کارایی شرکت‌های دولتی صورت پذیرفته است. در همین راستا از جمله بخش‌های اقتصادی که مورد توجه جدی قرار گرفته، صنعت بیمه و بانکداری است که مقررات زدایی و تدوین قوانین ساده و کارآمد بمنظور بالندگی و تقویت آنها به عنوان دو ضلع مهم از سه ضلع بازار سرمایه مورد تأکید جدی قرار گرفته است. در این راستا ایجاد مزیت رقابتی، از طریق خلق ارزش جدید و با استفاده از روش‌‌ها، فناوری‌ها و ابتکارات جدید، توجه به شراكت‌های استراتژیک بین مؤسسات خدمات مالی بویژه در حوزه صنعت بیمه و بانکداری را با توجه به تشدید فضای رقابتی و اعمال تحریم‌های بین المللی لازم و مفید نموده است. از سوی دیگر لحاظ نمودن هزينه بالای معاملات که با ايجاد كسب بازدهي اضافي از طريق كاهش هزينه­ها همراه خواهد بود از انگيزه‌های اصلی شراكت استراتژیک محسوب می‌شود. این رویکرد که اولين بار توسط كوز مطرح گردید، رفتار شركت‌ها براي تصميم‌گيري در مورد سلسله مراتب و بازار را با هدف دروني سازي كامل فعاليت‌ها تشریح می‌سازد. جایگاه ساختار و تعاملات سازمانی و بازار در کشور به نحوی ترتیب یافته­اند که به عقیده ویلیامسون زمانی که در هيچ يك از دو ساختار بازار و سلسله مراتبي اتفاقی نيفتد، شراكت‌هاي استراتژیک بهترين و موثرترین روش به حساب می‌آید (ویلیامسون[۵]،۱۹۹۳). با تغییرات رخ داده در ساختارهای سلسله مراتبي حوزه‌های بانک و بیمه در کشور، ساختارهاي شراكتی شكل سهامي به خود گرفته اند. از سوی دیگر به هر میزان نیز که موسسات خدمات مالی به سمت بازار حركت می‌یابند، حالت غير سهامي يا قراردادي به خود می‌گيرند و این در حالی است که موسسات خدمات مالی با حركت به سمت سلسله مراتب، به رسميت و يكپارچگي فعاليت­های آنها نیز افزوده می‌شود. ويليامسون شركت‌هاي سهامي را (به دليل مالكيت مشترك) با هدف كاهش رفتارهاي فرصت­طلبانه، مورد تاكيد قرار مي­دهد. به عبارتي، وي مالكيت مشترك را، انگيزه­اي براي كاهش رفتارهاي فرصت­طلبانه قلمداد می‌كند كه به تبع كاهش رفتارهاي فرصت طلبانه، كنترل و هماهنگي با هزينه كمتري صورت می‌گيرد و در نتيجه هدف اين ديدگاه كه كاهش هزينه است تامين مي­شود. اما از سوی دیگر و بر اساس شواهد تجربي همواره دو عامل منجر به افزايش هزينه‌های معاملاتي می‌شود كه عبارتند از عدم اطمينان در بازار مربوطه و ميزان خاص بودن دارايي يا فعاليتي كه بايد مبادله شود. این در حالی است که شاخص عمومي عدم اطمينان، نوسان پذيري سود شريك يا شركت است كه ساختار سلسله­مراتبي را بر ساختار بازار ارجح می‌سازد. خاص بودن بازار به اين معني است كه آن دارايي قابليت ايجاد كسب بازدهي اضافي را دارد. ميزان خاص بودن دارايي در يك شركت ممكن است درصد كاركنان متخصص، به كل كاركنان باشد كه در اينجا ممكن است با ديدگاه مبتني بر منابع تركيب شود. با در نظر گرفتن چارچوب مذکور، موسسات خدمات مالی و علی الخصوص حوزه‌های بانک و بیمه به نوعی با هر دو نوع عدم اطمينان در بازار و خاص بودن آن مواجه بوده­اند. بدین معنی که در بخش‌هایی نوسان پذيري سود بسیار بالاتر بوده و در بخش‌های دیگر (سهم کمتر)، درصد كاركنان متخصص به كل كاركنان در زمره مهمترین شاخص‌ها مطرح بوده است. از منظر عدم تجانس در منابع نیز با در نظر گرفتن طیف فعالیت‌های نامتقارن بانک‌ها و شرکت­های بیمه‌های خصوصی و دولتی و برخورداری آنها از منابع پولی و مالی متعدد این نکته را محرز می‌نماید که دسترسي به اين منابع نيازمند همكاري‌های بين شركتي است (اینکپن[۶]، ۲۰۰۵). از سوی دیگر هم افزايي و ارزش افزايي بلندمدت نیز در زمره مهمترین مسائلی به شمار می‌روند که تاکید بر روی بهره گیری از رویکرد مبتنی بر منابع را مهم می‌داند (چن و چن[۷]، ۲۰۰۳). با توجه به پراکندگی فعالیت‌های موسسات مالی در داخل کشور و استقلال نسبی منابع بانکی و بیمه ای، تخصيص بهينه منابع را با در نظر گرفتن ملاحظات هم­افزايي منابع مكمل ارائه خواهد داد. این جریان ساختاری، ريسك‌های روابطي و عملكردي شراكت استراتژیک را كنترل نموده و رفتار‌های فرصت طلبانه بين شركت‌های درگير در يك شراكت را مدیریت خواهد کرد. موفقیت موسسات مالی داخلی در گرو توجه به عوامل متعددي همچون حمايت مديريت ارشد، بررسي نقاط قوت و ضعف و جستجوي منابع مكمل، آگاهي از انتظارات واقعي هر شريك از شراكت، اعتماد سازي از طريق تعهدات يك جانبه و پرهيز از رفتار‌های فرصت طلبانه ارتباط می‌یابد (هافمن[۸]،۲۰۰۷) که متأسفانه سهم شرکت‌های بیمه و بانک‌های داخل کشور از هر یک از عوامل مذکور بسیار محدود است. این در حالی است که در صورت وقوع شراكت‌های استراتژیک علاوه بر سرمایه­گذاری در جنبه سخت آن (سرمایه­گذاری‌های مالی و عملیاتی)، سرمایه‌گذاری در روابط بین شرکاء نیز رخ خواهد داد که در نهایت امتیازات قابل توجهی را متوجه سازمان‌های فعال در این حوزه خواهد ساخت. از سوی دیگر از دیگر خلاء‌های موجود در عرصه مدیریت کلان موسسات مالی داخل کشور خلق ارزش و تخصیص آن است که به نوبه خود تسهیم و به اشتراک گذاشتن منابع و توانمندی­ها را نیز به دنبال خواهد داشت و در نهایت قدرت رابطه بین شرکاء، تعهد نسبی شرکاء در قبال سایر شراكت‌ها و سطح تراکم شبکه کلی شراكت‌ها را نیز در پی خواهد داشت (زهیر و بل[۹]، ۲۰۰۵ و استوارت[۱۰]، ۲۰۰۰). چالش مهم و اساسی دیگر سازمان‌های مذکور در عرصه داخلی و تقابل با تحریم‌های خارجی طیف­بندی نادرست از فعالیت‌های مشترک خود نظیر تحقیق و توسعه، بازاریابی و عدم درک قابلیت‌های متمایز هر یک از جمله مهارت‌های کارآفرینی و مهارت‌‌های تکنولوژیک خود است که دراین پژوهش، سعی خواهد شد تا با بهره مندی از یک رویکرد پژوهشی منسجم و مبتنی بر تحقیقات پیشین، مدلی مبنی بر نحوه اثر فرایندهای شراکت استراتژیک بر خلق و تخصیص ارزش مورد بررسی و مداقه قرار گیرد.

۱٫۳       سؤالات اصلي تحقيق

مطابق با بررسی­های صورت گرفته سوالات اصلی و فرعی تحقیق بدین ترتیب منتج می­گردند که:

  • مدل بهينه شراكت استراتژیک جهت خلق ارزش و تخصیص ارزش در موسسات خدمات مالی (صنعت بیمه و بانکداری) چگونه است؟

سوالات فرعی تحقیق نیز عبارت است از:

  • چه رابطه‌ای بين مولفه‌های اصلي شراكت استراتژیک (“زمينه و تمايل براي همكاري بين سازماني”، “سازماندهي شبكه‌های شراكت استراتژیک”، تسهيم توانمندي‌ها و منابع بين شركاء”) و خلق ارزش در شبکه شراکتی و تخصیص ارزش توسط هر یک از شرکاء وجود دارد؟
  • چه رابطه‌ای بين مولفه‌های اصلي شراكت استراتژیک و مولفه‌های مكمل شراكت استراتژیک شامل پل زدن به حفره‌های ساختاري،کنترل وارزيابي فرايند‌های شراكت استراتژیک وجود دارد؟
  • چه رابطه‌ای بين متغير‌های مداخله‌گر شراكت استراتژیک و مولفه‌های اصلي و مكمل وجود دارد؟
  • عوامل اصلي در ارتقاء عملكرد ناشي از شراكت‌های استراتژیک در موسسات خدمات مالی(صنعت بیمه و بانکداری) كدامند؟
  • متغير‌های مداخله­گر شراكت استراتژیک چه اثری بر روی نتایج اصلي عملكردي شراکت استراتژیک دارند؟

۱٫۴       ضرورت انجام تحقيق

با توجه به موضوع اثرگذاری تحریم‌ها در کشور و اثرات ناشی از قطع روابط مؤسسات و خدمات مالی کشور با نهادهای مالی بین المللی که در نهایت چالش‌های بسیاری را در صنعت بیمه و علی الخصوص در بخش بیمه‌های اتکایی خارجی و عدم توزیع ریسک سبب گردید و به همین ترتیب با وجود محدودیت‌های فراوان در تبادلات مالی و اعتباری در بخش بانکی، ضرورت این موضوع را آشکار کرده تا مؤسسات خدمات مالی کشور با اتخاذ استراتژی‌های صرفه به مقیاس و توسعه قلمرو فعالیت در سطح داخلی و در نهایت با شراکت استراتژیک با سایر مؤسسات خدمات مالی با در نظر گرفتن مزایای متنوع سازی کسب و کار در جستجوی فرصت‌های جدید اقتصادی و افزایش هم افزایی و دستیابی به موقعیت‌های سودآور تلاش مضاعفی نمایند. از سوی دیگر افزایش شدت رقابت در چند سال اخیر در صنعت بانکداری و بیمه در کشور و عدم توسعه ظرفیت بازار متناسب با افزایش کمی تعداد شرکت‌های بیمه و بانک‌ها باعث کاهش حاشیه سود عملیاتی آنها شده و در صورت عدم اتخاذ استراتژی‌های جدید، بقای آنها را به مخاطره می‌اندازد. در این شرایط برخورداری از تفکر استراتژیک در این نوع مؤسسات خدمات مالی از جمله تمایل به شراکت استراتژیک باعث افزایش کارایی، اثربخشی و نیل به بهره وری پایدار شده و ارتقاء مزیت رقابتی و بهبود عملکردی را برای آنها بدنبال خواهد داشت. اهمیت و ضرورت این پژوهش از ابعاد علمی نیز حائز اهمیت است؛ چرا که مطابق با ادبیات نظری تحقیق رابطه بین شراكت‌ها و عملکرد میان دو شرکتی که همزمان بویژه در یک تخصص و کاری که مستلزم مزیت رقابتی است با یکدیگر همکاری و رقابت می‌کنند رد شده است (برت[۱۱]، ۲۰۰۵)و این در حالی است که با در نظر گرفتن حوزه‌های فعال بانک و بیمه در داخل این فرضیه وجود دارد که شراكت‌های استراتژیک و عملکرد شرکاء از ارتباط معنی داری برخوردار باشد. ذکر این نکته نیز ضروری است که ویژگی‌های شرکاء، خصوصیات و نوع شراکت و موقعیت شبکه می­توانند اثرات متمایزی را بر خلق ارزش در شراکت و تخصیص ارزش به شرکت‌های درگیر در شراکت استراتژیک موجب شوند و همه شراكت‌ها مستلزم مذاکرات چانه زنی بین شرکاء است. در ارتباط با تخصیص ارزش که از منظر دیدگاه مذاکره و چانه زنی مورد تحقیق قرار گرفتند نیز ثابت شده است که شراكت‌ها لزوما باعث خلق ارزش معادل برای کلیه شرکاء نخواهد شد. این در حالی است که اگر سازمان­ها بصورت همزمان وارد چند شراکت شوند که احتمالاً در بعضی از شراكت‌ها موفق‌تر خواهند شد که خود می‌تواند ناشی از (۱) ویژگی­های شرکاء، (۲) خصائص و میزان هم­افزایی تجمعی شرکاء و (۳) نحوه ارتباط و تعامل شرکاء در شبکه کاملی از شراكت‌ها بوده باشد.اولین گام برای شناسایی و تفسیر این موضوع اولاً بررسی شرایطی است که تحت آن شرایط، شراكت‌ها پتانسیل بیشتری را برای خلق ارزش داشته و تخصیص ارزش به شرکاء انجام میشود. ثانیاً دیدگاه‌های مبتنی بر منابع و ساختارگرایی در زمینه همکاری مورد توجه قرار میگیرند که البته در این زمینه دو انتقاد قابل طرح است که عبارتند از عدم تمرکز بر روی ساختار رابطه و میزان تراکم شبکه شراکتی و محتوای روابط و از سوی دیگر تاکید بیش از حد بر محتوا روابط. در این پژوهش سعی خواهد شد تا با ارائه یک مدل جامع نگر، جایگاه واقعی شراكت‌های استراتژیک در موسسات خدمات مالی تعیین شده و در نهایت با لحاظ نمودن متغیرهای متعدد مداخله‌گر و میانجی، زمینه توسعه و تکوین یک الگوی تکاملی از شراکت استراتژیک فراهم خواهد آمد.

۱٫۵       اهداف تحقيق

۱٫۵٫۱    هدف اصلی تحقیق

هدف اين تحقيق، توسعه دانش كاربردي شراكت استراتژیک و فرايند‌های آن و عوامل موثر بر اين فرايندها در بررسي بهبود عملكردي (خلق ارزش و تخصیص ارزش) است.

۱٫۵٫۲    اهداف فرعی تحقیق

  1. شناسايي مهمترین رويکرد‌های مطرح در اتخاذ تصميات استراتژيک در صنعت بانکداری و بیمه
  2. بررسي جايگاه سطح عملكرد بر مبنای شراكت استراتژیک
  3. تبيين بستر‌های ساختاري و سازماني مورد نياز در توسعه شراكت استراتژیک
  4. تحليل مولفه‌های درون سازماني اثرگذار بر فرایند خلق و تخصیص ارزش

۱٫۶       روش تحقیق

اين تحقيق از نظر هدف تحقيق توسعه اي-کاربردي و از نظر روش جمع آوري اطلاعات، توصيفي بوده و مي­تواند در حوزه پيکربندي استراتژيک سازمان کمک نمايد. در وهله نخست و با بهره مندی از نتایج حاصل از مطالعات صورت گرفته بر روی ادبیات موضوعی تحقیق طیف گسترده از مضامین و محورهای مورد توجه در این بخش شناسایی گردید. در مراحل بعدی نیز با بهره گیری از روش دلفی، ضمن بررسی و تحلیل روایی مولفه‌های حاصله، ابعاد جدیدی از حوزه شراکت استراتژیک نیز تبیین گردید. دلیل استفاده از روش دلفی نیز اثبات متغیرهای اثرگذار بر حوزه شراکت استراتژیک است آنهم به این دلیل که حول موضوعاتی همچون شراکت استراتژیک و بحث ارزش آفرینی خصوصاً در حوزه­های مالی که از حساسیت ویژه­ای نیز برخوردار است، پژوهش­های موثر و مهمی صورت نپذیرفته است؛ لذا ضرورت توجه بیش از پیش بر روی مقوله روایی حائز اهمیت است.

۱٫۷       قلمرو تحقيق

قلمرو موضوعي: جامعه­شناسی سازمانی، مدیریت استراتژیک و مدیریت عملکرد

دوره زماني تحقيق: یک سال منتهی به اسفند ۱۳۹۲

قلمرو مكاني تحقيق: صنعت بانک و بیمه

۱٫۸       جامعه و نمونه آماري

جامعه آماري خبرگان اول: اين جامعه به منظور بررسي روايي مولفه‌‌های فرايند‌های شراکت استراتژیک و مولفه‌‌های اثرگذار بر آن فرايند‌ها، مولفه‌‌های ارزيابي عملكرد خلق ارزش و تخصیص ارزش، متناسب با شرايط و امكانات بالقوه، روايي پرسشنامه‌ها و در نهايت در مواردي روايي كلي تحقيق تعريف می‌گردند. اعضا اين جامعه را اعضاي هئيت علمي رشته‌‌های مديريت كه داراي تخصص در این زمینه بوده و مقالاتي در زمينه انواع مدل‌های شراکت استراتژیک و ارزیابی عملکرد ناشی از آن و اندازه‌گیری میزان خلق ارزش و تخصیص ارزش داشته باشند، تشكيل می‌دهند. تعداد اعضاي اين جامعه اندك بوده و شامل افراد در دسترس می‌باشند. همچنين از برخي از خبرگان ارشد صنعت بانکداری و بیمه كه داراي سابقه كاري بالاي پنج سال در زمينه شراکت استراتژیک می‌باشند نيز بهره گرفته خواهد شد. جامعه آماري خبرگان دوم: در مرحله دوم، جامعه آماري شامل كارشناسان مسلط به موضوع شراکت استراتژیک در سازمان­هايی كه در بخش قلمرو مكاني تحقيق آورده شده است، می‌باشد. كارشناسان و متخصصاني كه در اين بخش، جامعه آماري پژوهش را تشكيل می‌دهند از بين افرادي كه حداقل سه سال سابقه كار در زمينه مديريت قلمرو مجموعه سازمان‌های تحت بررسي داشته و حداقل يك ويژگي از خصوصيات زير را دارا باشد انتخاب خواهند شد: الف) داراي مدرك تحصيلي دانشگاهي (كارشناسي و بالاتر) ب) داراي گزارشات، تحقيقات يا مقالات علمي مرتبط

۱٫۹       روش نمونه گیری

با توجه به اينکه جامعه آماري اين تحقيق مديران حوزه بانک و بیمه هستند، در اين تحقيق، روش نمونه گيري بر اساس نمونه گيري تصادفي طبقه‌ای می‌باشد. تعداد جامعه آماری محدود و قریب به ۱۵۰۰ نفر تخمین زده می‌شود که البته به منظور افزايش شباهت نمونه و جامعه آماري و افزايش دقت نمونه­گيري براي برآورد پارامتر‌های جامعه و دخالت دادن ويژگي­‌های جامعه در نمونه از اين روش استفاده شده است.

۱٫۱۰  ابزارجمع آوري اطلاعات

در هر تحقيقي جمع آوري اطلاعات واقعي با توجه به اهداف تحقيق داراي اهميت اساسي است. به طور کلي داده‌های تحقيق بر اساس سه روش کلي که هر يک از آنها ابعاد خاصي از مدل تحقيق را پوشش می‌دهند گردآوري مي­شوند. اين ابزارها مشتمل بر بررسي اسناد و مدارک موجود (مطالعه کتابخانه اي)، پرسشنامه و مصاحبه خواهند بود. دراين تحقيق و در ابتدا براساس روش‌های پيمايشي با استفاده از ابزار‌های فيش برداري، جمع آوري اطلاعات مربوط به مباني نظري تحقيق از روش کتابخانه­اي استفاده شده است. فصل دوم و برخي از قسمت‌های فصل اول و سوم به اين روش تهيه شده اند. همچنين از پرسشنامه و مصاحبه به منظور گردآوري داده‌های موردنياز براي آزمون فرضيه‌های تحقيق استفاده شده است که در ادامه به تفصيل روش کار توضيح داده ميشود.

۱٫۱۱  شیوه تجزیه و تحلیل داده‌ها

در اين تحقيق به منظور آزمون فرضيه‌های مرتبط با مدل مفهومي پيشنهادي، از روش‌های آمار توصيفي وهمچنين آمار استنباطي استفاده شده است. در روش توصيفي از جداول آماري براي توصيف و تحليل جمعيت شناختي تحقيق استفاده شده است. همچنين در روش آمار استنباطي از تکنيک‌های تحليل رگرسيون، تحليل واريانس، تحليل همبستگي، مدل معادلات ساختاري با استفاده از نرم افزار لیزرل[۱۲]، تحليل عاملي و تحليل مسير با کمک نرم افزار SPSS استفاده شده است.

۱٫۱۲  مراجع استفاده كننده از نتيجه رساله

با توجه به نمونه قابل قبول مورد مطالعه در اين تحقيق، نتايج اين تحقيق را می‌توان در بخش‌های مختلف حوزه بانک و بیمه اعم از دولتي و خصوصي بکار گرفت. زمينه­‌های کاربرد اين نتايج در قالب­‌های کاري مختلفي اعم از استراتژي‌های اکتساب، شراکت، استراتژی­های کلان و عملیاتی شرکت­ها، مديريت عملکرد سازمان و جهت‌گيري‌های کلان سازمان قابليت کاربرد دارند.

۱٫۱۳  ساختار محتوايي رساله

اين رساله مشتمل بر پنج فصل به مراجع و ماخذ، نمودار، جداول، و پيوست­ها ارائه می‌گردد. در فصل جاري اهداف اين تحقيق، ارائه مختصري از چارچوب مفهومي ارائه شده و به طور کلي زمينه‌ی اصلي طرح تحقيق مطرح گرديد. فصل دوم به تبيين اصول و مباني شراکت استراتژیک، فرایند خلق و تخصیص ارزش و تبیین مولفه­های عملکرد در این خصوص اختصاص خواهد داشت. در فصل سوم طراحي و روش‌های بکار رفته در خصوص تست فرضيه‌های تحقيق، شرح فرايند بررسي و تحليل نتايج تشريح می‌گردد. در فصل چهارم يافته‌های حاصل از آزمون فرضيه‌ها تبيين شده و در نهايت در بخش پنجم به نتايج نظري و کاربردي تحقيق و نيز به محدوديت‌های مطالعه اشاره خواهد شد.

۱٫۱۴  تعریف واژگان کلیدی و مفاهیم عملیاتی تحقیق

متغير‌های تحقيق: متغیر‌های تحقيق در سه دسته اصلي قابل طبقه بندي است:

متغیر‌های مستقل: تمايل و زمينه همكاري بين سازماني، سازماندهي شبكه‌های شراكتي استراتژیک، تسهيم توانمندي‌ها و منابع بين شركاء، ساختار شبكه شراكت، پل زدن به حفره‌های ساختاري، هم افزايي منابع و توانمندي­ها. متغیر‌های مداخله‌گر: از بررسي مدل‌های مختلف شراكت استراتژیک تا اين مرحله تحقيق بدست آمده است و عبارتند از: ميزان تراكم شبكه شراكت، اندازه و ابعاد شركا، سن و قدمت شركا، پرتفوي شركاء، فرهنگ شركاء، شدت رابطه بين شركاء و ….

متغير‌های وابسته: شاخص‌های عملكردي شراكت استراتژیک می‌باشند كه سطوح عملياتي و استراتژیک را در بر گرفته و شامل متغیر‌های خلق ارزش در شبكه شراکتی و تخصیص ارزش توسط هريك از شركاء بر مبناي توانمندی را شامل می‌شود و نيز بر مبنای معیار عملیاتی استفاده از كارت امتيازی متوازن براي سنجش عملكرد استفاده خواهد شد. متغیرهای اصلی مدل پژوهش به ترتیبی که در ذیل آمده است، تعریف شده­اند.

  • شراكت استراتژیک: توافقات همكاري خلاقانه اختياري و داوطلبانه بين شركت­ها به منظور انجام مبادلات- تسهيم، توسعه و هم افزايي منابع به صورت مشترك يا توانمندي­ها در زمينه اهداف شراكتي مي باشد (گولاتی[۱۳]، ۲۰۰۷ و هاریگان[۱۴]، ۱۹۸۵).
  • ارزش: به کیفیت عملکرد در نحوه کارکرد و یا قالب­های نوآوران که سازمان­ها در ارتباط با نیازشان مد نظر قرار می­دهند که عبارت است از روش­ها، فناوری­ها و ابتکارات جدیدی که در راستای ایجاد مزیت رقابتی توسط سازمان­ها می­باشد (هوریتز، ۱۳۸۲).
  • خلق ارزش: خلق ارزش ناشي از شراكت­ها بوده و تسهيم و به اشتراك گذاشتن منابع و توانمندي­ها مي­تواند منجر به خلق ارزش در شراكت­ها شود و آن بستگي به شدت و قدرت رابطه بين شركاء تعهد نسبي شركاء به اين شراكت به ويژه در قبال ساير شراكت­ها و سطح تراكم شبكه­اي شراكت­هايي كه اين شراكت ويژه را احاطه نموده­اند دارد (هوریتز، ۱۳۸۲).
  • تخصیص ارزش: ناشي از بازي همكاري و چانه زني بين شركاء است كه به صورت همزمان هم در شبکه شراکتی همكاري مي­كنند و هم به منظور تخصیص ارزش رقابت مي­كنند می­باشد (لیپمن و روملت[۱۵]، ۲۰۰۳).

[۱] Thompson and Strickland

[۲] Bamford, Ernst and Fubini

[۳] Thompson et al.

[۴] Helms

[۵] Williamson

[۶] Inkpen

[۷] Chen and Chen

[۸] Hoffmann

[۹] Zaheer&Bell

[۱۰] Stuart

[۱۱] Burt

[۱۲] SPSS

[۱۳] Gulati

[۱۴] Harrigan

[۱۵] lippman & Rumelt

برچسب ها

۷ روز هفته، ۲۴ ساعته پاسخگوی شما هستیم، سوالی دارید؟ بپرسید

آدرس ایمیل

info@prozhebist.ir

تلفن تماس

09127797614